تبليغاتX
خــــــــــدایا عاشقم کن
خــــــــــدایا عاشقم کن
زنــدگی زیباست اما..........شــهادت از آن زیبا تر است
جملات برگزیده از شهید آوینی------------- قسمت دوم.

جملات برگزیده از سید مرتضی آوینی قسمت دوم:

 

شهيد:اي شهيد،‌ اي آنکه بر كرانه ازلي و ابدي وجود برنشسته‌اي،‌ دستي برآر و ما قبرستان نشينان عادات صخيف را نيز از اين منجلاب بيرون بكش. اي شقايق‌هاي آتش گرفته، دل خونين ما شقايقي است كه داغ شهادت شما را بر خود دارد. آيا آن روز نيز خواهد رسيد كه بلبلي ديگر در وصف ما سرود شهادت بسرايد.

 

دوکوهه:دو كوهه! آيا جز اصحاب عاشورايي سيد الشهدا كسي را مي‌شناسي كه بهتر از شهداي ما [بر اين] خاك عبادت كرده باشد؟ -دو كوهه! بوسه‌هاي تو بر قدم‌هايي مي‌نشسته است كه استوارتر از عزم آنان را زمين به ياد ندارد.يادهايت را در خود تجربه كن.

 

اتوپيا:ارمغاني كه انسان از بهشت با خود به عالم دنيا آورده است، جاذبه‌اي فطري است كه او را از درون به سوي بهشت و آنچه بهشتي است مي‌كشاند،‌ انسان فطرتاً‌ در جست و جوي بهشت است، همان بهشتي كه از آنجا هبوط كرده است و جاذبه‌هاي دروني او به سوي عالمي متعادل،‌ زيبا و جاودانه از همين‌جا ناشي مي شود.

 

حركت غايي آسمان و زمين :حركت كمي و كيفي جهان و تحولات ظاهري و باطني آن الهي و متكامل است. وجود تكامل تدريجي در عالم في النفسه بيان‌كننده اين حقيقت است كه تاريخ داراي سيري الهي است.

 

اعتياد: ضعف بشري است كه به هر حال ريشه در طبيعت انساني دارد، هرچند كه انسان اجازه ندارد خود را به ضعف تسليم كند. وجود انسان سراپا فقر و نياز است. اما همه اين نيازها مستحق اعتنا نيستند...اصالت دادن به ضعف هاي بشري مجاز نيست.

 

فجر عدالت: اگر انقلاب اسلامي ايران را همچون فجر صادقي بدانيم كه پيش از طلعت شمس بر آسمان عدالت نشسته است، مي‌توان اين عصر را «فجر عدالت» ناميد.

 

سادگي: رسيدن به سادگي بسيار دشوار است. اما تظاهر به پيچيدگي بيش از آنچه در نظر آيد، سهل است. سادگي عين زيبايي است و پيچيدگي متظاهرانه عين زشتي است. پيچيدگي فيلمسازاني چون تاركوفسكي به آن علت نيست كه آنها حرف بزرگي براي گفتن دارند. درست، بالعكس، اين پيچيدگي متظاهرانه از آنجا منشاء مي‌گيرد كه آنها خودشان به حقيقت نرسيده‌اند.

 

 مادر: دامن پاك مادر حريم قدسي است كه فرزندان امروز و آينده اين امت ابراهيمي از آن به معراج عشق مي‌روند. وجود پر بركت آنان قلب تپنده‌اي است كه خون و صبر و استقامت و وفاداري را در تن اين امت بزرگ مي‌دواند و اينچنين حيات ما دم به دم با نفخات جانبخش روح القدس تجديد مي‌گردد.

 

 حزب الله: حزب الله اهل اطاعت و ولايت است و قدر نعمت مي‌شناسد. فداكار است و از مرگ نمي‌ترسد و گوش به فرمان «اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم» سپرده است و اينچنين تو گويي خداوند وظيفه تحقق اهداف الهي همه انبياء را بر گرده صبور و پرقدرت آنان نهاده است. ظهور حزب الله معجزه‌اي است كه از نفخات قدسي دم مسيحايي امام امت بر مي‌آيد.

 

حسين (ع): حسين (ع) سرسلسله شيدايان عشق است و شيدايي را به هر كسي نمي‌بخشند. شيدايي حق پاداش از خود گذشتگي است اما خودپرستان مفتون شيطانند. آن نيز جنون است اما از آن جنون تا اين شيدايي امانتداران امانت ازلي، فاصله از زمين تا آسمان است.

 

تقدير: تقدير حقيقي جهان در كف مرداني است كه پرواي نام ندارند. آنان از گمنامي خويش كهفي ساخته‌اند و در آن پناه گرفته‌اند. كهفي كه آنان را از تطاول دهر مصون خواهد داشت.

 

كربلا :كربلا قلب پيكره تاريخ است و چشمه نوري كه در آيينه جان ما انعكاس يافته است و آيينه اگر «انا الشمس» نگويد، چه گويد؟

 

اشك: اشك، آب رحمتي است كه همه تيرگي‌ها را از سينه مي‌شويد و دل ما را به عين صفا، كه فطرت توحيدي عالم باشد، اتصال مي‌بخشد.

 

درحیات: «دُر حيات» در احتجاب «صدف عشق» است و آن را جز در «اقيانوس بلا» نمي‌توان يافت. در ژرفناي اقيانوس بلا،‌ عاشقان، غواصان اين بحرند و اگر مجنون نباشد، چگونه به دريا زنند.

 

رمي جمرات: رمي جمرات، رمي و طرد شياطين سه گانه‌ بزرگ و كوچكي هستند كه راه حضرت ابراهيم را در وصول به مسلخ عشق و قربان كردن فرزند مي‌بستند. رجم اين ستونهاي سنگي كه تماثيل سه گانه شياطين‌اند، تأسي به حضرت ابراهيم است ... اما هيچ ظاهري بدون باطن و هيچ صورتي فارغ از سيرت و هيچ جسمي فارغ از روح به كمال نمي‌رسد.

 

مرگ هنر: هنرمندان، با رهاشدن از تعلق به حق، آن عهد تازه را يا بايد با جامعه استوار دارند و يا با خود،‌ که از طريق نخستين به «هنر براي مردم» مي‌رسد و طريق اخروي به «هنر براي هنر» و در هر صورت، هنر خواهد مرد.

 

حقيقت: حقيقت، ساده‌ترين و فطري‌ترين سخني است که بر زبان‌ها و قلم‌ها جاري مي‌شود، نه پيچيده‌ترين آنها. حقيقت ساده‌ترين است و از فرط همين سادگي است که ممتنع و متعهد جلوه مي‌کند. اين سخن را قياس کنيد با اين حکم فلسفي که نور، روشن‌ترين چيزي است که وجود دارد و از فرط همين روشني است که به مشاهده در نمي‌آيد، چرا که نور، اشياء ديگر را روشن مي‌کند و خود از فرط هنر ظهور، پنهان مي‌شود.


2 نوشته شده در  شنبه 22 مرداد1384ساعت 7:48  توسط rows | 
جملات برگزیده از شهید آوینی------------------قسمت اول.
 
 جملات برگزیده از شهید سید مرتضی آوینی قسمت اول: 

شهادت ::شهادت پايان نيست. آغاز است، تولدي ديگر است در جهاني فراتر از آنكه عقل زميني به ساحت قدس آن راه يابد. تولد ستاره‌اي است كه پرتو نورش عرصه زمان را در مي‌نوردد و زمين را به رب الارباب اشراق مي‌بخشد.

شهادت ذروه بلند تكامل انساني است و خون شهيد سبزينه حيات طيبه اخروي و تربت او دارالشفاي آزادگان.

 آزادي و شهادت ::شقايق وحشي آزاده است و تعلقي ندارد. در دشتهاي دور، لابه‌لاي سنگها مي‌رويد و به آب باران قناعت دارد تا همواره تشنه باشد و بسوزد. داغدار است و گلبرگهاي سرخش را نيز گويا به خون آغشته‌اند. شهيد نيز آزاده است و فارغ، قانع، تشنه، سوخته دل و داغدار و غلطيده در خون... اما ميان اين دو چه نسبتي است؟

كلام را، كلام انساني را از اين بينش، راهي به سوي حقيقت نيست، تمثيلي از حقيقت و بس.

عقل و عشق:: جاذبه خاك به ماندن مي‌خواند و آن عهد باطني، به رفتن. عقل به ماندن مي‌خواند و عشق به رفتن ... و اين هر دو را خداوند آفريده است، تا وجود انسان، در آوارگي و حيرت ميان عقل و عشق معنا شود...

عزت مومنين::آسمان بود كه هر جا مي‌رفتي و هر چه قد مي‌كشيدي، او را فراتر از خويش مي‌ديدي. عزت آفريدگار كبريايي است اما عزت مؤمنين در تواضع است. آسمان بلند است و وسيع، اما پايي مي‌نگرد و در گودالهاي كوچك آب نيز جلوه مي‌كند.

ولي مطلق ::زمين در طواف شمس است و شمس را نيز شمس ديگر است كه بر گرد آن طواف مي‌كند و شمس شمس را نيز شمسي ديگر و همه در طواف شمس عشق، مشكلات نخستين، ولي مطلق. آه، دريافتم مقصد اين سفر آسماني تويي. مقصد تويي و آنان تو را رها كرده‌اند و بر گرد ديوارهاي سنگي مي‌چرخند!

اي همسفر! اينجا حيرتكده عقل است، بر گرده زمين، در سفري آسماني با كهكشانها، در سفري آسماني كه مقصدش با اوست.

سفري به آسمان ::سفر حقيقي جز با انقطاع از اسباب ممكن نيست... اگر انسان را براي سفر به آسمانها نيافريده‌اند، اين ميل پرواز در درون او از كجا آمده است و اين ندايي كه او را از درون به آسماني فراتر از همه آسمانها فرا مي‌خواند.

انسان مختار و انكار تعهد::انسان مختار است. اما در قبول يا رد اين اختيار مختار نيست. مجبور است كه مختار باشد و با اين اختيار،‌ امانتداري و تعهد نيز همراه است و بر اين اساس،‌ هيچ داعيه‌اي از هيچ كس بر انكار تعهد پذيرفته نيست.

هنر عشق به خدا::هنر اگر براي هنر باشد، براي هيچ چيز ديگري هم نبايد باشد، جز عشق به خدا. چرا كه هر تعلقي جز اين ورزد، وبال و غل زنجيري است بر گرده روح كه او را به زمين مي‌چسباند.

2 نوشته شده در  یکشنبه 9 مرداد1384ساعت 12:55  توسط rows | 
 
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
درباره وبلاگ

شما مي توانيد با کلیک بر روی کلید بالایــــــــی با ID : AALLI3 من در تماس باشین.
وهمچنين با rows.aalli3@Gmail.com

نوشته هاي پيشين
اردیبهشت 1386
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
ارتباط با بهترين دوستهاي من
مجمع وبلاگ نویسان مهدوی
  عشق واقعی
  خاتون نيلوفري
  بسوي افق
  ضـــد منافق
  هـــــــــــــــنر
  مرکز فرهنگی شهید آوینی
  هيئت ديوانگان حسين
 
 

 RSS


POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

ديجيتال کيوان